امان از كلاس زبان انگليسي ما كه از اين زبان تخصصي چيزي سر در نياورديم
واي به آن موقعي كه استاد مشق شب بدهد ترجمه ي يك متن 3صفحه اي + تمرين هايش
و تو نتواني حتي يك خط هم ترجمه كني خلاصه بعد از تلاش هاي بي فايده و اميد به بچه ها به كلاس مي آيي...
از هركس كه مي پرسي ترجمه زبان داري با كمال شرمندگي ميگويد نه بابا توروخدا اگه داري به ما هم بده
يك نفر بين اين همه دانشجو پيدا ميشود كه اين متن را ازروي وظيف شناسي و كمك به همنوع ترجمه كرده...
واما يك متن ترجمه شده و يك كلاس 30نفره ...
استاد يكي يكي دانشجوها را صدا ميزند خاله ريزه...
ترجمه دست به دست ميشود تا بهت برسه و از رويش با كمال افتخار مي خواني گويي خودت ترجمه كردي
و اين داستان تا پايان كلاس درس ادامه دارد...